الملا فتح الله الكاشاني

347

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و مصالح آن بسيار است چنان كه بعضى از آن مذكور شد و اشعار به آنكه آنچه مىرسد بمؤمن متضمن مصالحى است كه او علم به آن ندارد و يا فعل معلل به محذوفست و تقدير اينست كه ( و ليتميز الثابتون على الايمان من الذى حرف فعلنا على ذلك ) يعنى بجهة آنكه متميز شوند ثابتان بر ايمان از آنان كه كه متزلزلند در آن مداولت ايام نموديم ميان ايشان و اينكلام از باب تمثيل است فكانه قيل ( فعلنا ذلك فعل من يريد ان يعلم من الثابت على الايمان منكم من غير الثابت ) يعنى فعل مادر مداولت همچو فعل كسى است كه خواهد بداند ثابت بر ايمان را از شما از غير ثابت و اگر نه حق تعالى در ازل الازال عالم بود باشيا قبل از وجود آن پس مراد بامثال اينكلام و نقايض آن نه اثبات علم او تعالى است و نفى آن بلكه اثبات معلوم است و نفى آن بر طريقهء برهان و بنا بر معنى اول تقدير اين است كه ( ليعلمهم علما يتعلق به الجزاء ) يعنى تا بداند ايشان را بعلمى كه جزا به آن متعلق مىشود و آن علم است بشيء در حين وجود آن و گويند كه در كلام مضاف محذوفست و تقدير اينست كه ( و ليعلم اولياء اللَّه الذين آمنوا ) و حذف مضاف و وضع مضاف اليه در مقام آن بجهة تفخيم اولياء اللَّه است يعنى تا بدانند اولياء خدا ثبات و صبر آنان را كه گرويده‌اند * ( وَيَتَّخِذَ ) * و تا فرا گيرد * ( مِنْكُمْ شُهَداءَ ) * از شما گواهان يعنى گواه يكديگر باشيد بر آنكه از شما در معركه جهاد جان فدا كرده و ثبات قدم ورزيده و كدام روى بگريز آورده و در انوار و مجمع و كشاف مذكور است كه اينكلام محتمل دو معنى است يكى آنكه ( نكرم ناسا منكم بالشهادة ) يعنى تا اكرام كنيم جمعى را از شما و ايشان را بمرتبهء بلند و درجهء ارجمند رسانيم بجهة شهيد شدن ايشان خلاصهء معنى اينكه تا شهداى احد را درجهء رفيعه ارزانى فرمائيم و بنا بر اين شهدا جميع شهيد است و معنى دويم اينكه ( نتخذ منكم شهودا معدلين يبتلى به صبرهم على الشدائد ) يعنى تا فرا گيريم از شما گواهان بر امم سابقه در روز قيامت كه آن گواهان تعديل كرده شده باشند به آنچه آزموده شده باشد صبر ايشان بر شدايد و ثبات قدم ايشان در نوائب و بنا بر اين شهدا جمع شاهد باشد و وجه تسميهء شهيد آنست كه او بذل روح خود كرده نزد شهود واقعه و وجه تسميهء شاهد آنكه مشاهده نموده عملى را كه به آن شاهد شده * ( وَاللَّه لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ ) * و خدا دوست نميدارد ستمكاران را كه غير راسخند و اضمار ميكنند خلاف آنچه اظهار آن ميكنند يعنى در باطن متزلزلند در ايمان و اظهار ثبات و رسوخ آن ميكنند و يا مراد كافرانند كه بجهة عدم قبول ايمان ظلم بر نفس خود كرده‌اند و درين تنبيه است بر آنكه حق تعالى نصرت كافران نميكند بلكه تغليب حق تعالى ايشان را در بعضى اوقات جهة آنست كه تا استدراج ايشان كند و ابتلاى مؤمنان نمايد اينكلام